ماهنامه آموزشي، اطلاع رساني معارف
شماره 69، مهر 1388
صفحات (26-27)
گذري بر پيشينه تاريخي نام "خليج فارس"
بر بال قلم
مؤلف: مظفر شاهدي
مقدمه:
در نوشتار حاضر تلاش خواهد شد با تكيه بر شماري از منابع و كتابهاي تاريخي به گونهاي مختصر و كوتاه پيشينه تاريخي كاربرد نام "خليج فارس" براي آبراه بسيار مهم و استراتژيك خليج فارس مورد بررسي، بازكاوي و يادآوري قرار گيرد.
تا قبل از ورود آرياييان به فلات ايران در منابع آشوري از خليج فارس با عنوان "نارمرتو"1 كه به معناي رود و يا آبراه تلخ است نام برده شده و اين قديميترين عنواني است كه به خليج فارس داده شده است.
در كتيبهاي از داريوش بزرگ شاه هخامنشي واژه يا عبارت "درايه تيه هچا پارسه آئي تي"2 بر آبراه خليج فارس اطلاق شده كه معناي آن "دريايي كه از پارس ميرود" است.
فلاويوس آريانوس3 مورخ يوناني قرن دوم ميلادي در كتابش "آنابازيس" براي نام خليج فارس واژه "پرسيكون كااي تاس"4 را به كار ميبرد كه معنا و مفهوم آن قرابت نزديكي با عبارت "خليج فارس" دارد.
"استرابون"5 جغرافيدان معروف يوناني هم كه در نيمه قرن اول ميلادي زندگي ميكرد در كتاب خود مكرراً از همين واژه براي معرفي خليج فارس بهره برده و به ويژه تصريح ميكند كه اعراب بين درياي سرخ و خليج فارس (پرسيكون كا اي تاس) روزگار ميگذرانند.
كلوديوس پتوله ما اوس6 معروف به بطلميوس از بزرگترين جغرافيادانان جهان در قرون اوليه پس از ميلاد در قرن دوم ميلادي از آبراه خليج فارس تحت نام "پرسيكوس سينوس"7 ذكر كرده است كه دقيقاً به مفهوم "خليج فارس" است. در برخي منابع لاتين اين واژه به صورت سينوس پرسيكوس و "ماره پرسيكوم"8 هم ذكر شده است كه معناي عبارت اخير درياي پارس است.
لازم به يادآوري است كه در بسياري از زبانهاي زنده دنيا نيز واژه سينوس پرسيكوس براي معرفي نام خليج فارس وارد شده است. چنانكه در زبانهاي: فرانسه به صورت: Golfe Persique؛ انگليسي Persian Gulf؛ آلماني Persischer Golf؛ ايتاليايي Golfo Persico؛ روسي Persidskizaliv؛ ژاپوني Perusha Wan؛ و تركي Farsi Korfozi ثبت شده است.
كوين توس كورتيوس روفوس9 مورخ رومي هم در قرن اول ميلادي نام لاتين "آكوارم پرسيكو"10 را براي خليج فارس به كار برده است كه به معناي آبگير پارس است.
در منابع تاريخي و جغرافيايي دوره اسلامي نيز به طور مكرر براي شناسايي و معرفي آبراه خليج فارس از واژهها و عبارات "بحر فارس ـ البحر الفارسي ـ الخليج الفارس ـ خليج فارس" استفاده شده است.
ابن الفقيه در اثر جغرافيايياش "مختصر كتاب البلدان" كه در سال 279ق تأليف شده درباره خليج فارس آورده است: "و بدان كه درياي پارس و هند از براي پيوستگي به يكديگر هر دو يك دريا هستند." ابوعلي احمدبن عمر بن رسته در كتابش "الاعلاق النفيسه" در سال 290ق درباره خليج فارس نوشته است: "اما درياي هند، از آن خليجي به سوي ناحيت پارس بيرون آيد كه خليج فارس نام دارد... و بين اين دو خليج يعني خليج احمر و خليج پارس سرزمين حجاز و يمن و ديگر بلاد عرب واقع است." ابوالقاسم عبيدالله بن عبدالله بن احمد بن خردادبه خراساني (وفات 300ق) در كتاب "المسالك و الممالك" در اين باره مينويسد: "گروهي از اين رودها به سوي بصره و گروهي به سوي مذار [شهري بين واسط و بصره] روانند و سپس همه آنها به درياي پارس ميريزند." بزرگ بن شهريار الناخذاه هرمزي (ناوخداي هرمزي) در كتابش "عجايب الهند بر و بحر و جزايره" كه در سال 342ق آن را تأليف كرده از واژه "بحر فارس" براي معرفي خليج فارس بهره برده است. ابواسحاق ابراهيم بن محمد الفارسي الاصطخري (وفات 346ق) هم در كتاب خود "مسالك الممالك" از عبارت "بحر فارس" براي معرفي نام خليج فارس استفاده ميكند. مورخ نامدار ابوالحسن علي بن الحسين بن علي مسعودي (وفات 346ق) نيز در "مروج الذهب و معادن الجوهر" در ذكر خليج فارس عبارت "بحر فارس" را به كار برده است. مسعودي در كتاب ديگرش "التنبيه و الاشراف" هم واژه "البحر الفارسي" را براي شناساندن خليج فارس به كار گرفته است.
ابوريحان محمد بن احمد البيروني الخوارزمي (وفات 440ق) نيز در آثار خود واژههاي "درياي پارس ـ خليج پارس ـ بحر پارس" را براي معرفي خليج فارس ذكر كرده است. ابن حوقل در اثرش "صورﺓ الارض" و بشاري در كتابش "احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم" كه به ترتيب در سالهاي 367ق و 375ق تأليف شدهاند، واژه "بحر فارس" را به جاي خليج فارس به كار بردهاند در كتاب "حدودالعالم من المشرق الي المغرب" هم در معرفي خليج فارس از عبارت "خليج فارس" بهره گرفته شده است. محمد بن نجيب بكيران در كتابش "جهان نامه" ابن البلخي در "فارسنامه" شرفالزمان طاهر مروزي در "طبايع الحيوان" ابوعبدالله محمد بن عبدالله بن ادريس در "نزهة المشتاق في اختراق الآفاق" شهابالدين ابوعبدالله ياقوت بن عبدالله حموي رومي در "معجمالبلدان" ابوعبدالله زكريا بن محمد بن محمود قزويني در "آثارالباقيه" و اخبارالعباد در كتاب "عجائب المخلوقات و غرايب الموجودات" ابوالفداء در "تقويمالبلدان" و شمسالدين ابوعبدالله محمد بن ابي طالب الانصاري الدمشقي الصوفي در "نخبةالدهر في عجايب البر و البحر" به ترتيب واژهها و عبارات: "بحر پارس - درياي پارس (و هم بحر پارس) ـ الخليج الفارسي ـ بحر فارس ـ درياي پارس (و هم بحر فارس) ـ درياي پارس ـ بحر فارس (و درياي پارس) ـ بحر فارس و بحر الفارسي (و بحر فارس)" را در معرفي و ذكر خليج فارس به كار بردهاند. اين عبارات و واژهها به طور مكرر طي قرون پنجم تا يازدهم قمري در منابع تاريخي و جغرافيايي زير نيز ذكر شده است. شهابالدين احمد بن عبدالوهاب بن محمد النويري در كتاب "نهايةالادب في فنون العرب" حمدالله مستوفي در كتاب "نزهةالقلوب"؛ ابن الوردي در كتاب "حزيدةالعجائب و فريدةالغرايب" ابن بطوطه در كتاب "تحفه النظار في غرائب الامصار و عجائبالاسفار" ابوالقاسم محمد بن حوقل در كتاب "صورةالارض" و كتاب "صبح الاعشي في كتابة الانشاء" نوشته احمد بن علي بن احمد القلقشندي همچنين مصطفي بن عبدالله كاتب چلبي فلسطيني معروف به حاجي خليفه (وفات 1067ق) صاحب كتاب "كشفالظنون" در كتاب ديگرش "جهاننما" در توصيف خليج فارس آورده است: [ترجمه از زبان تركي است] "درياي پارس ـ به اين دريا سينوس پرسيقوس ميگويند يعني خليج فارس به مناسبت اينكه در مشرق آن فارس واقع است به آن نسبت داده ميشود و آن را ماره پرسيقوم (درياي پارس) نيز ميگويند." در جلد هفتم "دايرةالمعارف البستاني" نيز كه در سال 1883ميلادي به چاپ رسيده است براي معرفي خليج فارس از واژه "الخليج العجمي" استفاده شده است.
منبع: موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران
پينوشتها:
1 . Narmarratu.
2 . Draya tya hacha Parsa aity.
3 . Flavius Arrianus.
4 . Persikon Kaitas.
5 . Strabon.
6 . Claudius Ptalemaeus.
7 . Persicus Sinus.
8 . Mare Persicum.
9 . Quintus Curtius Rufus.
10 . Aquarum Persico.
Designed by PARSA Co.