ماهنامه آموزشي، اطلاع رساني معارف
شماره 69، مهر 1388
صفحات (34-38)
جلب مشاركت دانشجويي با تأكيد بر دروس معارف اسلامي
آيين استادي
مؤلف: سيد عبدالرضا موسوي (استاد دروس معارف اسلامي دانشگاه آزاد اسلامي واحد قم)
اشاره: در دنيايي كه زندگي ميكنيم هيچ كس از تعليم و تربيت بينياز نيست، امروز فعاليت در مدرسه و دانشگاه بخش عظيمي از زندگي انسانها شده است ديگر نميتوان با طرز تلقي گذشته به فراگيري و تربيت نگريست همه با روشهاي سنتي، آموزش ديدهايم. لحظاتي را به خاطر آوريد كه نشستن سر كلاس، گوش دادن به صداي يكنواخت معلم، پركردن بدون فهم مطالب درسي، دلهره و اضطراب ناشي از امتحان چگونه موجب نفرت و گريز از كلاس درس و محيط آموزش ميگرديد. به راستي چرا بسياري از فعاليتهاي آموزشي نميتوانست ما را با محيط آموزشي مأنوس و به يادگيري علاقهمند كند. مقصر اصلي چه كسي بود؟ معلم ناتوان و ناآگاه يا شاگرد بيعلاقه و بياستعداد يا نظام آموزشي نامطلوب كه سير انتقال مطالب را فقط از معلم به شاگرد ميدانست و هيچگونه نقشي براي فعاليت شاگرد به جز انبار كردن معلومات قائل نبود. پاسخ هر چه باشد ديگر جهان به سوي روشهاي تدريس نوين كه مبتني بر نقش مؤثر فراگير در يادگيري است رفته است و براي مشاركت او در روند تدريس حساب ويژهاي باز كرده و اگر نيك بنگريم خواهيم ديد كه در كتابهاي مربوط به روشها و فنون تدريس بخشي به راههاي جلب مشاركت فراگيران اختصاص يافته است لذا بر آن شديم تا در اين مجال به بررسي تازههاي جلب مشاركت پرداخته و راههاي مؤثر در آن را به دست آوريم. اميد است كه اساتيد محترم با مطالعه اين مقاله، انگيزه و عزم لازم براي به كارگيري روشهاي همكاري و فعاليت بيشتر دانشجويان را ادا نمايند.
معناي مشاركت
مشاركت در لغت به معناي شركت كردن است و مشاركت دادن يعني شركت دادن.1 بنابراين جلب مشاركت با معناي مشاركت دادن تناسب بيشتري دارد و كسي كه زمينه شركت ديگران در امري را ايجاد كند آنان را در آن امر شركت داده است و به عبارتي جلب مشاركت آنان را سبب شده است.
مشاركت در اصطلاح، نوعي درگيري احساسي ـ رواني در يك موقعيت گروهي است كه فرد را به ياري رسانيدن و همكاري كردن و پذيرفتن مسئوليت در پيشبرد اهداف گروه تشويق و دلگرم ميكند. بديهي است كه منظور از مشاركت در اينجا حضور جسمي نيست بلكه موقعي مشاركت مفهوم واقعي خود را پيدا ميكند كه افراد از بودن در سازمان يا گروه، احساس دلگرمي كنند و دوست داشته باشند كه با ساير افراد همكاري نمايند و مسئوليت بپذيرند. پذيرش مسئوليت بدون داشتن احساس مسئوليت و دلايلي براي پذيرش آن، امكان پذير نيست پس براي آنكه حسي از مالكيت، تعلق، مسئوليت و تعهد نسبت به زندگي، كار و تحصيل به وجود آيد بايد افراد را به هر شكل ممكن در امور دخالت داد و آنها را در تصميمگيريها شريك ساخت [بنابراين در بحث ما ممكن است يك استاد از شاگردها سئوال كند و آنها مجبور به پاسخ باشند ولي از آنجا كه اين كار با بي ميلي صورت پذيرفته و فراگيران مسئوليتي را بر عهده نگرفتهاند ميگوييم استاد نتوانسته است جلب مشاركت كند2.]
اهميت و ضرورت مشاركت دادن دانشجويان در بحث
علم و دانش در جهان چون رودي پهناور، جريان دارد و به سوي مقصد متعالي خود به پيش ميرود و جوامعي كه خود را در مسير آن قرار داده و با جريان آن همسو شدهاند با ايجاد تغييرات مناسب در نظام آموزشي به پيشرفت و ترقي علمي نايل گرديدهاند. بديهي است براي دگرگوني در روشهاي آموزشي بايد به فكر دگرگوني و تجديد بناي تمام عوامل مؤثر در تدريس و يادگيري بيفتيم.
جلب مشاركت دانشجويان از مسايل بسيار مهمي است كه در بحث روشهاي علمي تدريس مورد توجه قرار ميگيرد و جا دارد به عنوان يك شاخص مهم درباره آن به تحقيق و بررسي بپردازيم.
بر اساس نتايج نظرسنجي دانشجويي كه از اداره ارزشيابي معاونت امور اساتيد گرفته شده است نمره شاخص جلب مشاركت در حد فاصل سالهاي 84 تا 86 از نمره 4 به شرح زير است:
نيمسال اول 87-86
2.86
نيمسال اول 85-84
3.00
نيمسال دوم 87-86
2.85
نيمسال دوم 85-84
2.93
نيمسال اول 86-85
2.87
و نيز از مجموع توصيههاي ارسال شده در باب فنون تدريس در نيمسال اول 87-86 از ميان 16 شاخص رتبه دوم و در نيمسال دوم 87-86 از ميان 16 شاخص رتبه سوم را به دست آورده است.
همانطور كه ملاحظه ميشود آمارهاي فوق نمايانگر عملكرد ضعيف اساتيد محترم در اين عامل بوده و ضرورت دارد با پژوهشهاي مختلف، راهكارهاي مناسب براي به دست آوردن شيوههاي نوين جلب مشاركت تلاش نمائيم.
بايستههاي جلب مشاركت
مهمترين گام براي سهيم كردن دانشجويان در روند ياددهي ـ يادگيري ايجاد ارتباط با آنهاست. به اين جهت لازم است كه استاد قبل از هر كاري با معرفي خود و روش تدريس و انتظاراتي كه از دانشجويان دارد و نيز طرح چند سئوال ساده درباره گرايشهاي درسي و تعداد ترمهايي كه گذراندهاند و... با آنان به گفتگويي صميمانه بپردازد و همچنين لازم است پيش از هر تدريس، موضوع و هدف مورد نظر به خوبي توضيح داده شود تا هر كس به فراخور اطلاعاتي كه دارد بتواند در بحث شركت كند.
مطلب ديگر اين است كه شرايط آموختن بايد بر مبناي علاقههاي يادگيرندگان تنظيم گردد زيرا در اين صورت است كه يادگيرندگان ترغيب ميشوند تا در بحثها شركت كرده و در نتيجه هدفهاي آموزشي تأمين شود. و اين موضوعي است كه علاوه بر استاد به نظام آموزشي هم ارتباط پيدا كرده، برنامهريزيهاي لازم را درخواست مينمايد.
فوايد جلب مشاركت
يكي از چيزهايي كه با ورود دانشجو در بحث دستگير استاد ميگردد پي بردن به معلومات وي نسبت به موضوع درس است. شناخت توانايي دانشجويان و پي بردن به اينكه آيا پيش فرضهاي لازم براي آموزشهاي جديد را به خوبي آموخته است يا نه از نكات مهمي است كه با اجراي روشهاي جلب مشاركت آشكار ميگردد.
همچنين در صورت همكاري دانشجويان است كه استاد از فشار عصبي ناشي از صحبت زياد در امان مانده فرصت مييابد تا هنگام بيان مطالب با فكر و تأمل و گزينش بهترين كلمات، آنها را توضيح دهد و دانشجو نيز با صحبت كردن، خود رهبري، خود انگيزشي، خود فعال بودن، مسئوليت پذيري، خود رشدي، عادت به كار و... را در محيط آموزشي تمرين كند.
مطالعات نشان داده است كه سرعت فراموش كردن مطالب ياد گرفته بسيار زياد است به طوري كه بر اساس آن 50% معلوماتي كه دانشجو بعد از اتمام درس به دست آورده پس از يك سال و 80% آن پس از دو سال فراموش ميشود. بنابراين بايد موقعيتي فراهم كرد كه شدت و تنوع اثر اطلاعات آموخته شده را افزايش داده، احتمال يادآوري آنها را فزوني بخشد و اين مهم با مشاركت دانشجو در بحث كلاسي حاصل ميگردد.
از فوايد ديگر جلب مشاركت، ايجاد روح خلاقيت و اعتماد به نفس در دانشجوست. چرا كه برخي افراد در برخورد با مسايل علاقه دارند از يافتههاي مطالعات ديگران و از حاصل انديشه آنان استفاده كنند و تمايلي به انديشيدن و ارايه طرحهاي نو ندارند و يا به خاطر ترسهايي كه در خود احساس ميكنند از اظهارنظر در برابر ديگران خودداري مينمايند بنابراين كلاسي كه با شيوه جلب مشاركت اداره ميشود محيط مناسبي براي ساختن انسانهايي خلاق و با اعتماد به نفس فراهم ميآورد.
جلب مشاركت از ديدگاه مسايل تربيتي
مشاركت دانشجويان در فرآيند آموزش موجب ميشود تا مهارتهاي اجتماعي در آنها شكل بگيرد و به تمرين زندگي جمعي بپردازند. گوش دادن، رعايت كردن نوبت، اظهارنظر و بيان عقيده، انتقاد كردن، استدلال و برهان آوردن، مديريت زمان، داشتن تفكر انتقادي، از دهها مورد تأثيرهاي تربيتي روش جلب مشاركت است.
از سوي ديگر افراد جامعه دوست دارند كه وجود آنها از طرف ديگران به رسميت شناخته شود و از طريق دادن و پذيرفتن نقش و مسئوليت، نياز جامعه به خود را درك كنند لذا زمينه سازي براي شركت دانشجويان در بحث، آنان را با نحوه برآورده كردن اين نيازها آشنا ميسازد.
شيوههاي جلب مشاركت
براي اين كار از دو شيوه كلي ميتوان استفاده كرد:
1. مشاركت گروهي (دانشجويان با يكديگر)
الف) بهرهگيري از گروههاي كوچك: در اين روش با تشكيل گروههاي كوچك درباره موضوع درس در قالب يك سئوال مشترك بحث كرده و در پايان هر گروه به ارايه نظرات و مطالعات خود ميپردازند.
ب) بحث كلاسي و گروهي: پرسش يا مسأله عنوان شده به صورت جمعي و كلاسي مورد بحث واقع گرديده و بعضي از افراد به طور داوطلبانه نظر خود را بيان ميكنند و ديگران نيز با اظهارنظرهايي، آن را تأييد يا تكميل مينمايند.
ج) گفتگوي آزاد
از اين روش براي مقاصد خاص مثلاً در درس اخلاق ميتوان استفاده كرد. در يك زمان 15 الي 20 دقيقه دانشجويان در قالب گروههاي 4 الي 7 نفره درباره موضوعي كه استاد تعيين ميكند يا هر موضوعي كه خودشان علاقه دارند بحث كرده و نتيجه را در كلاس گزارش ميدهند.
2. مشاركت فردي
اين مشاركت ميتواند ميان استاد و دانشجويان به صورت مشاركت دو جانبه (استاد ـ دانشجويان) و يا به شكلهاي فردي ديگري باشد.
انواع مشاركت فردي
الف) گوش دادن: يكي از مهمترين و منطقيترين راه برقراري ارتباط بين استاد و دانشجو اين است كه استاد موفق گردد دانشجويان خويش را در مسير گوش دادن به درس قرار دهد. زيرا يادگيري خود يك عمل است و اجراي آن بدون فعاليت صورت نميگيرد و كمترين فعاليت در روند يادگيري مشاركت از طريق گوش دادن است كه پايه و اساس اقدامات بعدي ميگردد.
ب) شركت در بحثهاي كلاسي
يكي ديگر از شكلهاي انفرادي مشاركت، ورود دانشجويان در بحثهاي كلاسي است كه به صورت نامنظم و سازمان نيافته بين استاد و دانشجويان پيش ميآيد. براي اين كار لازم است كه اساتيد محتواي درس خود را طوري تنظيم كنند كه به اينگونه بحثها منجر شود.
ج) يادداشت برداري يا نُت گيري
اگر استاد بتواند هنگام تدريس روندي در كلاس اجرا نمايد كه دانشجويان با انگيزه بيشتري به يادداشت برداري اقدام نمايند در اين صورت موفق شده است آنان را در كسب هدفهاي آموزشي درگير كند چرا كه يادداشت برداري مستلزم گوش دادن، پردازش شنيدهها و خلاصه نويسي است و باعث ميشود كه مطالب در ذهن آنان نظم پيدا كند. جرج هربرت پاملر در اين باره ميگويد: "هر وقت دچار آشفتگي فكري ميشوم افكارم را روي كاغذ مينويسم تا ذهنم روشن شود". بنابراين با گفتن اينكه من يادداشت ها را ميبينم يا از اين مطالب در امتحان سئوال ميآيد يا از آنها خواهم پرسيد ميتوان دانشجويان را به نوشتن و مشاركت ترغيب كرد.
د) تكليف دادن در حين تدريس
در هنگام تدريس و بلافاصله پس از كسب يك هدف آموزشي و قبل از شروع هدف بعدي دادن تكليف براي دانشجو سبب مشاركت فردي ميگردد و او را به تمرين بيشتر و عميقتر كردن يادگيري وادار ميكند اين تكليف ميتواند حتي به صورت پرسش استاد از چند نفر از دانشجويان باشد.
ه ) درخواست خلاصهنويسي
ماهيت برخي از دروس اين اجازه را به استاد ميدهد كه بعد از تبيين هدفهاي مورد نظر، فرصتي ايجاد نمايد تا دانشجويان هر آنچه را كه استنباط نمودهاند با زبان خود يادداشت و خلاصه نويسي نمايند.
و) دادن پروژه
اين روش، فعاليتي است كه در آن فراگير فرصت مييابد از قوه ابتكار خود كمال استفاده را بكند و كاربردهاي عملي يك موضوع را مشاهده نمايد.
پروژه، تحقيقي است كه به وسيله خود فراگير انجام ميگيرد و موضوع تحقيق ميتواند به وسيله او يا با مشورت استاد برگزيده شود. البته اين روش نقصي هم دارد و آن مشكل بودن ارزيابي مناسب از فعاليتهاي فراگير است. اين كار اغلب از طريق رتبهبندي و نمره دادن و برون دادههاي (محصولات) پروژهها (يعني گزارش، مقاله، برنامههاي رايانهاي و غيره) انجام ميگيرد و اين نمره نميتواند دقيقاً فعاليتهاي انجام يافته را منعكس كند.
برخي از فنون جلب مشاركت
1. تقويت دانشجويان (تشويق)
الف) تقويت ميتواند كلامي باشد مانند: خيلي خوب، خيلي عالي، درست است، معركه است ـ چه ذهن آمادهاي، چه دقتي، احسنت، آفرين.
ب) تقويت ميتواند غيركلامي باشد مانند: سر تكان دادن به نشانه تأييد، لبخند زدن، دست زدن روي شانه، لمس كردن، پذيرش تقاضا.
ج) تقويت ميتواند مادي باشد مانند: نمره خوب در كلاس، جايزههاي گوناگون، هديه، لوح تقدير، نوشتن مطلبي در برگه يا كتاب او.
2. توجه به نظرات، علايق و تواناييهاي دانشجو كه باعث ميشود بين خود و استاد وجه مشتركي احساس كند و ميزان همكاري او را با استاد بالا ببرد.
3. علاقه نشان دادن به موضوع مورد بحث (توسط استاد) زيرا اگر استاد نسبت به موضوع مورد بحث، علاقه نشان دهد اين حالت بر دانشجويان اثر خواهد گذاشت و در نتيجه استاد و درسش را به حال خود رها خواهند كرد.
4. مشخص كردن نحوه انجام فعاليت در كلاس براي دانشجويان، چرا كه گاهي دانشجويان ميخواهند در كلاس فعاليت داشته باشند ولي راه و وسعت آن را نميدانند.
5. تدوين قوانين ساده و مناسب براي مشاركت در كلاس مانند اختصاص نمرهاي جهت فعاليت كلاسي.
آسيب شناسي جلب مشاركت و موانع آن
1. ميزان مشاركت: در بين صاحبنظران نسبت به ميزان مشاركت و اختصاص وقت كلاس به فعاليت دانشجويان، اختلافهايي وجود دارد و گاهي آنرا تا 80% هم عنوان كردهاند ولي با توجه به محدوديت وقت تدريس و تعطيليهاي رسمي و غيررسمي و اجرايي نشدن ساعات كلاسها به لحاظ آنكه معمولاً زمان كلاسها از زمان تعيين شده (90 دقيقه) كمتر است تدريس با الگوي جلب مشاركت ممكن است به ناتمام ماندن مباحث و سرفصلها و مشكلات آموزشي ديگر منجر شود.3
2. تك روشي بودن: براي جلب مشاركت دانشجويان روشهاي متنوعي وجود دارد و هر يك از آنها در فرآيند يادگيري تأثير خاص خود را بر جاي ميگذارد و چنانچه استاد در طول ترم فقط از يك روش استفاده كند بيم آن ميرود كه بر اثر عادت كردن به يك روش معين اثرپذيري آنان به مرور كمتر شود و اين مطلبي است كه تحقيقات تربيتي درباره رسانههاي جديد كه براي اولين بار به فراگيران ارايه ميشود نيز ثابت كرده است كه در صورت عادت كردن آنان به يك رسانه علاقه شان به مرور از بين رفته و ديگر توجهشان را جلب نميكند و بياثر ميشود لذا توصيه ميگردد كه از روشهاي مختلفي در تدريس بهره ببرند.4
3. كنفرانس: يكي از روشهاي جلب مشاركت استفاده از كنفرانس دانشجويي است. اين روش سالهاست كه مورد توجه اساتيد، قرارگرفته و نقد و ايرادهاي بسياري را از سوي صاحب نظران به خود اختصاص داده است. البته ارزيابي كنفرانس به بحثي مستقل نياز دارد ولي به هر حال اجراي آن در كلاسهاي درس به شكل صوري و سرهمبندي و روخواني، بدون دخالت مؤثر استاد با موضوعي خارج از سرفصلهاي درس، توسط هيچ شخص آگاه به فنون و مهارتهاي تدريس توصيه نميشود. مضافاً بر اينكه در برخي مواقع در هنگام روخواني مطالب به وسيله كنفرانس دهنده، استاد و دانشجويان هر يك به كار خويش مشغول بوده و به جز اتلاف وقت چيزي به دست نميآيد. بنابراين به نظر ميرسد اگر نتوان در مواردي از اين روش صرف نظر كرد پس زمان آن را در حد 15-10 دقيقه با نظارت جدي استاد تعيين نمايند.
4. شخصيت و رفتار استاد: در هر كار گروهي به سعه صدر، رعايت ادب و احترام به شخصيت شركت كنندگان نياز هست. بنابراين اگر استادي از راههاي مختلف موفق شود كه دانشجويان را به همكاري در امر تدريس وا دارد بايد با حوصله فراوان از اشتباهات دانشجويان بگذرد و در صورت مشاهده پاسخ نادرست يا كاستيهاي ديگر از دست زدن به تحقير، سرزنش و بدگويي احتراز كند و ميتوان گفت اساتيدي كه روحيه باز و انتقادپذير ندارند و شلوغكاريهاي بحث دانشجويي كه احياناً در بحثهاي گروهي و غيره پيش ميآيد را بر نميتابند در روش تدريس انتخابي دقت لازم را به عمل آورند.
5. دو قطبي شدن مشاركت: مراد از دو قطبي شدن، تقسيم دانشجويان كلاس به فعال و غيرفعال است به اين معنا كه عدهاي در بحثها شركت كنند و عدهاي بدون توجه به آنچه در كلاس ميگذرد با چيزهاي ديگر خود را مشغول نمايند. در چنين حالتي بر استاد است كه زمينه ورود همه افراد را در فعاليت كلاسي فراهم سازد. گاهي هم ممكن است اين مشاركت بين استاد و شخص خاصي باشد و سئوال و جوابها به صورت يك مباحثه دو نفره انجام گيرد كه اين وضعيت از قسم اول به مراتب بدتر است.
6. رويكرد افراطي استاد به قشر خاص: مانند توجه زياد استادِ مرد در كلاسهاي مختلط به دانشجويان مؤنث و يا بالعكس كه موجب ميشود استاد مذكور در معرض اتهام قرار گرفته و مشكلاتي به بار آيد.
موانع اجراي روشهاي جلب مشاركت
1. ديدگاه استاد:
استادي كه به دانشجويان خود اهميتي نميدهد و براي آنها ارزش علمي در خوري قائل نيست و يا به ارتباطات اجتماعي و تأثير آن در شخصيت افراد اعتقادي ندارد بر همان روش تك محوري باقي مانده و از درگير كردن دانشجويان با مطالب درسي احتراز ميكند.
2. ضعف استاد در توان علمي و مهارت تدريس:
پر واضح است كه روش تدريس فعال و جلب مشاركت دانشجويان از آنِ استادي است كه از پرسش و اظهارنظر دانشجويان نميهراسد مايه علمي و مهارت لازم در اداره كلاس را دارد و از كنجكاوي فراگيران و گسترش بحث به سئوالات خارج از كتاب استقبال ميكند و هر گز اجازه نميدهد كه برخي به تلفن همراه و برخي به صحبت مشغول بوده كساني هم در چرت و خواب به سر ببرند. آنگونه كه در كلاس اساتيد ضعيف و نا آشنا به فنون تدريس مشاهده ميشود.
3. شرايط و امكانات:
برخي روشها و الگويهاي تدريس به فضا و امكانات و تجهيزات متعددي نياز دارند همچون روش پرسش و پاسخ كه به كلاسهاي كم جمعيت اختصاص دارد و روشهاي مبتني بر سخنراني كه استادي قوي و سخنران لازم دارد روشهاي بحث گروهي كه به مهارت زياد و زمان كافي و فضاي مناسب نيازمند است و روشهاي نوين كه احتياج به رايانه و وسايل جانبي ديگر دارد در صورت وجود چنين موانعي بايد به روشهاي مناسب ديگري روي آورد.
4. نظام آموزشي رايج:
نظام فعلي كه غالباً كتابمدار يا استادمدار است خود عاملي باز دارنده در جلب مشاركت دانشجويان به شمار ميآيد. قوانين حاكم بر دانشگاهها مبني بر لزوم به پايان رساندن كتابهاي پر حجم، تعطيليهاي زياد در اول و آخر ترم، كلاسهاي پر جمعيت، نمرهاي شدن دروس، كسب نمره به وسيله حفظ كردن مطالب، كمبود بودجه براي خريد وسايل لازم، از بيماريهاي مزمن آموزش عالي است كه رهايي از آن به همت بيشتر مسئولان و اساتيد و دانشجويان و برنامهريزيهاي حساب شده نيازمند است.
5. آسان گيري افراطي:
اساتيدي يافت ميشوند كه براي احترام به دانشجويان راه افراط را در پيش گرفته تا جايي كه سياست گذاري آموزشي را هم به نظر آنان قرار ميدهند و مثلاً اعلام ميدارند كه من حضور و غياب نميكنم هر كس دوست دارد به كلاس بيايد و هركس دوست ندارد نيايد. اين أمر گر چه در ظاهر به اصطلاح، دمكراتيك و مورد پسند نسل جوان است ولي در بسياري از موارد به خالي شدن كلاس انجاميده موضوع جلب مشاركت را از بيخ و بن بر ميدارد.
6. سختگيري افراطي:
روشهاي سختگيرانه و بدون انعطاف و خلقيات خشن و نظرهاي تنگ و مزاجهاي تند براي مردم اين زمانه قابل تحمل نيست و اگر نتوانند ريشه صاحب آن را بر كنند حداقل از او دوري ميكنند و فرقي ندارد كه او استاد باشد يا رئيس يا... و اينگونه صفات نقطه مقابل خواستگاه صاحب نظران يعني جلب مشاركت است.
7. استاداني با ويژگي هاي خاص:
ويژگيهايي از استاد ميتواند از مشاركت دانشجويان جلوگيري كرده در نتيجه سبب شود تا استاد را در فرآيند تدريس تنها گذاشته به كاري ديگر مشغول شوند:
1. استادان كم حوصله، زود رنج و كم طاقت. 2. آنهايي كه سرعت گفتاري دارند و به كسي اجازه همراهي با خود را نميدهند. 3. آنهايي كه با دانشجويان خود تفاوت سني زياد دارند. 4. آنهايي كه ناتواني جسماني مانند كم شنوايي، كم بينايي، بيماريهاي آزار دهنده مانند سر درد (ميگرن)، كمر درد يا ناراحتيهاي قلبي و... دارند. 5. آنهايي كه در لباس و آرايش سر و صورت آراستگي لازم را ندارند. 6. آنهايي كه با مخاطب خود رعايت ادب و احترام را نميكنند.
8. كم ظرفيتي فراگيران:
اگر فراگيران در سالهاي قبل روشهاي مشاركت گروهي و باز را تجربه نكرده باشند ممكن است ظرفيت و تحمل اجراي آن روشها را نداشته جو صميمي و فضاي آزاد را برنتابند و سعي در بر هم زدن كلاس يا سوء استفادههاي ديگر نمايند در اين صورت لازم است روشهاي مشاركتي از حداقلها شروع و يا موقتاً ترك شود.5
9. آشنا نبودن استاد به روشهاي تدريس فعال كه شامل جلب مشاركت باشد.
تجارب اساتيد
برخي از تجربههاي موفقيت آميز اساتيد دروس معارف اسلامي در كلاسهاي درس كه با معيارهاي قابل قبول صاحبنظران همخواني دارد و از گزارشهاي واصله اخذ شده به اين شرح است:
تجربه اول: در اول ترم هر كدام از دانشجويان دو سئوال بنويسد و به استاد بدهد. استاد نيز در طول ترم در هر جلسه به مدت 10-15 دقيقه به پرسشهاي آنان پاسخ دهد. (استاد دانشگاه شهيدبهشتي).
تجربه دوم: دانشجويان پاسخ سئوالات درس قبل را آورده و برگههاي خود را با يكديگر عوض كرده و تصحيح مينمايند و نمره ميدهند سپس نمره توسط نماينده كلاس ثبت شده و در پايان ترم ميانگين آن به عنوان نمره كلاسي تعيين ميشود. (استاد دانشگاه اصفهان / هنر)
تجربه سوم: موضوعهايي توسط استاد يا به پيشنهاد دانشجويان تعيين ميگردد و دانشجويان در گروههاي 4 نفره در سايتهاي مختلف درباره آن به تحقيق ميپردازند و براي استاد ميآورند و تشويق ميشوند. (استاد دانشگاه آزاد اسلامي مسجد سليمان).
تجربه چهارم: استاد سئوالي مطرح كرده و از دانشجويي بخواهد كه پاي تخته بيايد و پاسخ دهد.
تجربه پنجم: استاد در بين مطالبي كه ميگويد بعضي از جملهها را ناقص بگذارد تا دانشجويان آن را تكميل كنند مثلاً فعل پاياني آن را نگويد و مكث كند. (مانند روش آقاي قرائتي) (استاد دانشگاه آزاد اسلامي قم).
تجربه ششم: استاد بگويد دو سئوال از مطالبي كه بر تخته مينويسم در امتحان ميآيد اين امر باعث ميشود نگاه دانشجويان از تخته و قلم از دستشان نيفتد. (استاد دانشگاه آزاد اسلامي قم).
تجربه هفتم: استفاده از روش ايفاي نقش (نمايشنامه) در مسايل اخلاقي، استاد از دانشجويي بخواهد تا بيايد و به او بگويد كه فلاني پشت سر شما چنين و چنان گفت و باز گردد دانشجو هم مي آيد و ميگويد: استاد، فلاني پشت سر شما گفت كه... استاد هم سرش را پايين مياندازد و ميگويد عجب عجب، خيلي خوب. وقتي آن دانشجو باز ميگردد استاد ميگويد ولي نكتهاي را ميخواهم به شما بگويم. او ميگويد چه نكتهاي؟ استاد ميگويد: در واقع او به ما اين حرفها را نزد ـ چون او را نديديم ـ ولي شما اين حرفها را به ما گفتي. يعني او باز هم حيا داشت از اينكه رو در روي ما قرار بگيرد ولي شما غيبت او را كردي و اين حرفهاي ناپسند توسط شما به ما رسيد. (استاد مركز دانشگاهي جاسب).
تجربه هشتم: موضوعهايي توسط استاد يا دانشجويان پيشنهاد و منابعي هم اعلام ميگردد و سپس براي استفاده از هر منبعي چند نفر تعيين ميگردند تا با استفاده از آن منبع پژوهش لازم را درباره آن موضوع انجام دهند. (مانند استاد دانشگاه علوم پزشكي لرستان).
تجربه نهم: استاد از الفاظ جذاب و زيبا در مسايل اخلاقي استفاده ميكند به طوري كه جو معنوي بر كلاس حاكم ميشود و آنگاه كه درباره فتوحات بحث ميكند لحن حماسي و غرورآميز به كار ميبرد (استاد دانشگاه علوم پزشكي رازي كرمانشاه).
تجربه دهم: استفاده از پاورپوئينت، اسلايد، كامپيوتر (لبتاپ)، همراه آوردن كتابهاي مربوط به بحث از شاخصهاي برخي اساتيد است.
تجربه يازدهم: استفاده از منابع مختلف، ايجاد زمينههاي پرسش و پاسخ و توجه به شبهات و مسايل روز زندگي مانند حجاب، دوستيابي و مسايل جوانان و استفاده از شعر و داستان در درس تفسير موضوعي قرآن و ديگر درسهاي معارف اسلامي به تناسب موضوع. (استاد دانشگاه هنر تهران).
تجربه دوازدهم: به كار بردن كلمات عاطفي مانند دخترم، عزيزم و در عين حال قاطعيت در منفي دادن به كساني كه درس قبل را ندانند و حذف كردن آنهايي كه سه جلسه غيبت داشته باشند. (استاد دانشگاه آزاد اسلامي رودهن).
تجربه سيزدهم: پخش فيلم درباره معاد (و موضوعات ديگر) در سطح محدود. (استاد دانشگاه علوم پزشكي بقيةالله).
تجربه چهاردهم: برگزاري كلاس در فضاي آزاد و روي چمن كه موجب تنوع بخشيدن به تدريس شد. (استاد دانشگاه كاشان).
تجربه پانزدهم: استاد براي اينكه دانشجويان را ملزم كند كه هر هفته مطالعه كنند اسامي آنها را براي پاسخ دادن به درس قرعه كشي ميكند. (استاد دانشگاه صنعتي اميركبير).
تجربه شانزدهم: در ساعت تدريس زنگ تفريح كوتاهي در نظر گرفته شود و از دانشجويان سئوالهاي تفنني و كاربردي شود و آنها را به پاسخ وادار كند مانند اينكه اگر يك گوني پول داشتي چه ميكردي؟ يكي از نعمتهاي خدا را كه براي شما خيلي مهم است نام ببر؟ (استاد دانشگاه ملاير).
پينوشتها:
1. فرهنگ معین.
2. روابط انسانی آموزشگاه، ص220.
3. مهارتهای اساسی تدریس، ص194.
4. مبانی نظری تکنولوژی، ص23.
5. هنر معلمی، ص188.
Designed by PARSA Co.